يكي بود
يكي نبود
توي دريا، برِ آبادي نور
پشت كوههاي بلند، يه جاي دور
يه پري آتيشپاره، قَدِ نخود
دست به كمر، سِرتق و قُد
يه خوشگلك، گوله نمك
همش پي دوز و كلك
تُپل مُپل، نون بربري
دستاش كثيف و جوهري
دُمش هوا، سرش فُكُل
يه دختر حسابي خُل
ته تغاري، بچه ننه
انگار طلبكار از همه
قهر و حسود
كنج خونه نشسته بود
اگه مايل بودين، بگيد بقيهاش رو هم بنويسم ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 12:33  توسط ياسمن حريري
|
