تبليغاتX
گنجشك - باران

گنجشك

چه معصوم و بي آزاره!

امروز چه بارون قشنگي مي‌ياد :) بارون بهاري. من كه عاشقشم. شما چي؟ راستي وقتي بارون مي‌ياد دوست داريد چي كار كنيد؟ چه حسي بهتون دست مي‌ده؟ دوست داريد كجا باشيد؟ هيچ وقت يه جنگل سر سبز رو تصور كرديد كه وسطش، در يه نقطه بلند، يه كلبه چوبي قشنگ ساخته باشند كه دود از دودكشش بلند مي‌شه؟ بعد شما از پياده روي زير بارون بر مي‌گردين و وارد كلبه مي‌شيد و مي‌بينيد كه هيزم‌ها دارن جلز ولز مي‌كنند و بوي چوب سوخته و سوپ داغ فضاي كلبه رو پر كرده؟ مثل اينكه خيلي رمانتيك نوشتم، اما تصورش رو يه بار بكنيد، مي‌چسبه :))) الان من دلم مي‌خواد برم زير بارون راه برم ولي متأسفانه هيچ كس در حال حاضر در دسترس نيست و من هم تنهايي رو دوست ندارم. اميدوارم كه آسمونتون هيچ وقت ابري و باروني نباشه :))
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:30  توسط ياسمن حريري  |