ز كوي يار ميآيد نسيم باد نوروزي
ازين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
چو گل گر خردهاي داري خدا را صرف عشرت كن
كه قارون را غلطها داد سوداي زراندوزي
زجام گل دگر بلبل چنان مست مي لعلست
كه زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي
به صحرا رو كه از دامن غبار غم بيفشاني
به گلزار آي كز بلبل غزل گفتن بياموزي
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي ...
حافظ
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 0:36  توسط ياسمن حريري
|