اميدوارم كه حال همتون خوب باشه. ديروز اولين جلسه ترم جديد كلاس زبان بود. البته اينم بگم كه خانوم معلم خودم هستم
براي اين كه بعد از سه سال تدريس، تنوعي در كارم ايجاد شه تصميم گرفتم كه آموزشگاهمو عوض كنم. البته آموزشگاه همونه ولي يه شعبهي ديگه هست. خلاصه بر خلاف شعبهي قبلي كه خيلي سفت و سخت ميگرفت، اين جا بر عكسه و كلاسها مختلط. من هم كه اول رفتم سر كلاس ديدم ۴-۵ تا دختر مدرسهاي هستن و با خيال راحت كارمو شروع كردم، اما يه ربع بعد ديدم كه يكي از پسرا وارد كلاس شد. نيم ساعت بعد هم يكي ديگه و آخراي كلاس هم نفر سوم اومد تو. خلاصه من هم كه تا حالا تو اين جور كلاسا درس ندادم اما خيلي خونسرد به كارم ادامه دادم. فقط مشكل اين جاست كه به نظرم شاگردام بفهمي نفهمي يه جورايي براي خوش گذروني ميان سر كلاس. حالا موندم كه چه جوري اين ترمو باهاشون سر كنم، اما اگه به خوبيو خوشي ايشالا اين ترم تموم شه، بر ميگردم شعبه قبلي و ديگه پشت سرمو هم نگاه نميكنم
اما فكر كنم براي اين كه بتونم اين ترمو با خوبي به پايان ببرم بايد يه جورايي از در دوستي وارد شم، چون اگه بد اخلاقي كنم حتماً نتيجهي عكس ميده!! اگه فكر خوبي براي ادارهي اين كلاس به نظرتون رسيد، خوشحال ميشم بهم بگيد ![]()
سلام،
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 17:28  توسط ياسمن حريري
|
